نامه ای از معاویه درباره ایرانیان

در جلد ششم ناسخ التواریخ نامه ای از «ابان بن سلیم» نقل شده است که از جانب معاویه به «زیاد بن ابیه» (برادر خوانده معاویه، سرپرست کوفه و خوزستان و فارس) نوشته شده و متن این نامه توسط منشی زیاد بن ابیه به ابان بن سلیم که دوست نزدیکش بوده امانت داده شده است که آن را بخواند و او با توجه به مضمون جالب نامه رونوشتی از آن برای خودش برداشته است. نامه چنین آغاز می شود:

«... اما بعد...از من پرسیده ای که وظیفه تو در برابر قبایل عرب و غیرعرب چیست؟»

و پس از شرحی درباره ی قبایل یمن و بنی ربیعه و بنی مضر نوبت به ایرانیان می رسد. در این زمینه در ناسخ التواریخ چنین آمده است:

«... و اکنون می رسیم به این قومی که به نام موالی در میان امت اسلام به سر می برند و قوم فارسی نام دارند. گوش کن زیاد! این مردم را باید ذلیل کرد. باید همان روشی که عمر (عمربن خطاب) آن ها را می کوبید، طوری کوبیدشان که هرگز نتوانند سربردارند. این ها جز با سیاست عمر اداره شدنی نیستند. از عطایشان که حق عمومی اتباع اسلام است تا می توانی بکاه. در تقسیم خواربار تا می توانی از سهمشان کم کن. در جبهه ی جنگ آن ها را در صفوف مقدم بگمار تا زودتر از دیگران هدف حملات دشمن تازه نفس قرار گیرند. سربازان آن ها را به کار جاده سازی و هموار کردن راه ها و کندن درخت ها بگمار و سعی کن هر چه دشواری و عذاب باشد نصیب این عجم ها شود. کاری کن که سنگینی بارها بر دوششان هر چه بیشتر فشار آورد. زیرا که اگر جز این باشد هوای عصیان خواهند کرد.

مراقب باش که این عجم ها هرقدر هم صالح و متقی باشند بر صفوف جماعت در نماز پیشنمازی نکنند و در نماز جماعت در صف اول قرار نگیرند مگر آن که عده اعراب برای تکمیل صفوف کافی نباشد و هرچند هم در فقه و قرآن دانشمند باشند بر مسند قضا ننشینند و بر هیچ شهری از شهر های اسلام والی یا حاکم نشوند. و در معابر هرقدر هم مقامشان بالا باشد بر عرب هر چند هم پست و فرومایه باشد تقدیر نجویند و در ازدواج حق زناشویی با زن عرب نداشته باشند اما مردان عرب حق همسری با زنان فارسی را داشته باشند. این ها همه سیاست عمر رضی الله عنه است و عمر شایسته است از امت محمد صلی الله علیه و خاصا از بنی امیه شایسته ترین پاداش را ببیند.

با این همه عمر اشتباهاتی نیز داشت. مثلا می بایست قوانین و نظاماتی به وجود آورده باشد که برای همیشه عجم ها را در برابر عرب ذلیل و خوار نگاه دارد. اگر از ایجاد نفاق در میان امت اسلام پرهیز نداشتم، همین امروز مقرر می داشتم که اگر یک عجم، عربی را بکشد محکوم به قصاص یا دیه کامل می باشد ولی اگر عربی یک فارسی را به قتل برساند از قصاص معاف باشد و دیه را نیز نصف بپردازد. به هرحال، زیاد! از همین امروز که این نامه بدستت می رسد این عجم ها را بیشتر ذلیل کن، به آنان توهین کن، آن ها را از پیشگاهت دور دار، از آنان در رتق و فتق امور کمک مخواه، به درخواست هایشان اعتنا نکن.

از این سخن که بگذرم، بگذار نامه ای را برایت نقل کنم که عمر بن خطاب برای والی بصره «ابوموسی اشعری» ، در زمانی که تو به سمت منشی حکومت در زیردست این مرد خدمت می کردی، فرستاده بود. همراه این نامه ریسمانی به طول پنج وجب بود که هرچه حکایت بود در آن ریسمان بود. زیرا عمر در آن نامه به فرماندار بصره دستور داده بود که « به موجب این نامه مردان بصره را احضار کن و درمیان آنان از موالی و اعاجم (ایرانیان) هرکس را که طول قامتش به اندازه این ریسمان رسیده(اندازه ریسمان پنج وجب بود) گردن بزن» . این نامه را ابن ابی معیط خوانده و یادداشتی هم از آن برداشته بود و به طوری که نواده او ولیدبن عقبه برای من حکایت کرد، ابوموسی اشعری درکار خود درمانده بود که آیا فرمان عمر را اجرا کند یا درباره ی آن مطالعه ی بیشتری به عمل آورد و نیز نقل کرد که وقتی ابوموسی با تو در این باره مشورت کرد تو او را از اجرای این فرمان بازداشتی و توصیه کردی که فرمان عمر دوباره به خودش بازگردانده شود تا شخصا در فرموده خود تجدید نظر کند. و تو چون به خیال خود غم تیره بختان و بیچارگان می داشتی در پبشگاه خلیفه به التماس درآمدی تا او را از خون ایرانیان بازگردانی و به او گفتی که این قتل عام به ناحق، همه ی ایرانیان را خواهد برانگیخت و آن قدر دوپهلو و سه پهلو سخن گفتی تا عمر را از عقیده اش بازگردانیدی. ای زیاد! من در میان فرزندان ابوسفیان نامبارک تر از تو ندیده ام. زیرا تو نگذاشتی که با دست عمر عنودترین دشمن ما از صفحه روزگار برداشته شود. ای زیاد! سخنان تو عمر را به جایش نشانید ولی حقیقت این بود که اگر عمر تصمیم خود را عملی می کرد و ریشه این اعاجم را از بیخ می کند، آب از آب تکان نمی خورد، بلکه عرب عجم کشی را وسیله تقرب به درگاه الهی می شمرد. ولی تو، ای برادر، ای زیاد بن سفیان، وی را از این کار بازداشتی و ما را همچنان در خطر گذاشتی. لااقل اکنون تا دیر نشده است از خواب غفلت برخیز! تا فرصت از دست نرفته است این اعاجم را از میان بردار و ریشه آن ها را بسوزان.»

نامه عمر به یزگرد و پاسخ شاهنشاه ایران

 عمربن الخطاب خليفه مسلمين
به يزدگرد سوم شاه فارسی

من آينده خوبی برای تو و ملتت نمی بينم ، مگر اينکه پيشنهاد من را قبول  کرده و بيعت نمايی.زمانی سرزمين تو  بر نيمی از جهان شناخته شده  حکومت می  کرد ليکن اکنون چگونه افول کرده ؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست . من راهی را برای نجات به تو پيشنهاد می کنم .شروع کن به عبادت خدای يگانه ، يک خدای واحد، تنها خدايی که خالق همه چيز در جهان است ما پيغام او را برای تو و جهان می آوريم به ملتت فرمان ده که آتش پرستی را که کذب می باشد ، متوقف کنند و به ما بپيوندند ،  برای پيوستن به حقيقت .الله خدای حقيقی را بپرستيد ، خالق جهان را ، الله را پرستش نماييد و اسلام را به عنوان راه رستگاری خود قبول کنيد اکنون به راههای شرک و پرستشهای کذب پايان ده و اسلام بياوريد تا بتوانيد الله اکبر را به عنوان ناجی خود قبول کنيد . با اجرای اين تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسيان را پيدا خواهی نمود ،‌ اگر تو بدانی چه چيز برای پارسيان بهتر است تو اين  راه را انتخاب خواهی کرد ، بيعت تنها راه می باشد. 


الله اکبر

                               خليفه مسلمين عمربن الخطاب                                                                                                                                                پاسخ یزگرد را در ادامه مطلب مشاهده فرمایید.



ادامه نوشته

متن کامل کتیبه داریوش در بیستون

● ستون ۱ 
▪ بند ۱) من داریوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه در پارس ، شاه کشورها ، پسر ویشتاسب ، نوه ارشام هخامنشی . 
▪ بند ۲) داریوش شاه گوید : پدر من ویشتاسب ، پدر ویشتاسب ارشام ، پدر ارشام آریامن ، پدر آریامن چیش پیش ، پدر چیش پیش هخامنش . 
▪ بند ۳) داریوش شاه گوید : بدین جهت ما هخامنشی خوانده می شویم [ که ] از دیرگاهان اصیل هستیم . از دیرگاهان تخمه ما شاهان بودند . 
▪ بند ۴) داریوش شاه گوید: ۸ [ تن ] از تخمه من شاه بودند . من نهمین [ هستم ] ما ۹ [ تن ] پشت اندر پشت ( در دو شاخه ) شاه هستیم . 

ادامه نوشته

قوانین حمورابی

قانون حَمورابی که به دستور حمورابی شاه بابل نوشته شد، شامل ۲۸۲ ماده در باب حقوق جزا و حقوق معدنی و حقوق تجارت است. ستونی که قوانین حمورابی بر روی آن حک گردیده از بازالت است و در حدود ۲٫۵ متر ارتفاع دارد. متن قوانین گرداگرد این ستون در ۳۴ ردیف بهخط میخی نوشته شده‌است.

قانون حمورابی نخستین سند شناخته شده‌ای‌ست که در آن یک فرمانروا به اعلان عمومی یک مجموعه کامل قوانین برای ملت خود اقدام می‌کند.حمورابی(۱۸۱۰-۱۷۵۰ پ.م.) ششمین پادشاه اولین سلسله شاهان کشور قدیم بابل است. تاریخ شاهی او را (۱۷۹۲-۱۷۵۰ پ.م.) آورده‌اند. این قانون شامل حقوق و روابط افراد با یکدیگر با تکیه بر عوامل مهم اقتصادی در آن دوران است.

ستون حاوی قانون حمورابی در سال ۱۹۰۱ توسط گروه اکتشافی ژاک مورگان در شوش، خوزستان کشف شد. شوتروک ناخونتا پادشاه عیلام در سده دوازدهم پیش از میلاد پس از فتح بابل این ستون را از شهر سیپ پار به کشور خود آورد. ستون مذکور هم‌اکنون در موزه لوور، پاریس نگهداری می‌شود.

ادامه نوشته

کتیبه های تنگ آزائو

اوایل تابستان ۱۹۵۲، دکتر ر.گریشمن و پروفسور ر. ن. فرای به مقصد تنگ آزائو که گردنة متروکی در میان کوه‌های غرب افغانستان و تقریباً ۵۰ مایلی جنوبی شرقی چیشت (Čišt1) است؛ از تهران عازم سفر شدند. آنها قبلاً از دکتر احمدعلی کوهزاد، مدیر موزة عتیقة کابل شنیده بودند که یک کتیبة کنده شده روی صخره در آنجا کشف شده است. این سفر که بسیار پر زحمت از کار درآمد و بسیار طولانی‌تر از انتظار؛ این دو محقق را مجبور به بازگشت فوری پس از رسیدن به محل کتیبه‌ها کرد؛ بدون آن که بتوانند زمان مورد نظر را جهت مطالعه آنها اختصاص دهند. تلاش آنها جهت دستیابی به یک اثر برجسته با مخلوطی از لاتکس که بسیار رقیق بود، با شکست مواجه شد. از صخره که با لاتکس رنگ شده بود و پس از آن که لاتکس برداشته شد، (و سطحی از خود را بر جا گذارده که با قطرات و تکه‌های چسبناک لاتکس براق، لک و پیس‌های مشوشی را به وجود آورده بود)؛ عکس هایی تهیه شد. اما این عکس ها برای کشف رمز، ناکارآمد از آب درآمدند.  گرچه این سفر تحقیقاتی به طور کلی در هدف اصلی خود، موفق نبود اما به هر حال ارزش جلب نظر به یک محل باستانی ناشناخته تا آن زمان را، داشت.

ادامه نوشته

وصیت نامه داریوش بزرگ

اينك كه من از دنيا ميروم بيست وپنج كشور جزو امپراتوري ايران ميباشد ودر تمام اين كشورها پول ايران رواج دارد.و ايرانيان در آن كشورها داراي احترام ميباشند و مردم كشور ها نيز داراي احترام هستندجانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها بكوشد وراه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آنها دخالت نكند و مذهب و شعائر آنها رامحترم بشمارد اكنون كه من از دنيا مي روم تو دوازده كرور در زردرخزانه سلطنتي داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو ميباشد. زيرا قدرت يك پادشاه فقط در شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست البته به خاطر داشته باش كه تو بايد به اين ذخيره ها يبافزايي نه كه از آن بكاهي.من نميگويم كه از آن برداشت نكني زيرا قاعده اين زر اين است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند. اما در اولين فرصت آنچه را كه برداشتي به خزانه برگردان.

ادامه نوشته

سنگ نوشته مردوک آپال ایدین در سر پل ذهاب

این اثر در شمال سر پل ذهاب قرار داشته است و به خط میخی بابلی استوبه دوره کاسی ها تعلق دارد . اکنون این اثر به تهران منتقل شده است. این سنگ نسبتا کوچک سه قسمت دارد. در قسمت اول آن ۱۷ نقش قرار دارد که هر کدام متعلق به یک خدا است و به صورت تخیلی مجسم شده اند. در قسمت بعدی نوشته ای است که حدود زمینهای زراعی را نشان میدهد و در ۶۴ سطر به خط بابلی است. بخش سوم هم خالی از هر نوشته ای است نشانه خدایان عبارت است از:

  • ستاره چهار پر داخل دایره نشانه خدای خورشید
  • هلال ماه نشانه خدای ماه به نام سین
  • ستاره هشت پر درون دایر نشانه خدای ایشتار
  • ساغری مانندکفش دهان باریک نشانه خدای آتش به نام نسکو
  • سر قوچ بر سکویی که داخل تاق ذوزنقه ای است نشانه خدای آبها
  • پرنده ای شبیه کلاغ نشسته بر چوبدست نشان خدای عالم پایین یا ببسوگال
  • حیوان نشسته مانند سگ نشانه خدای عالم بالا گوله
  • نقش نیزه ای ایستاده نشانه خدای بابل به نام مردوک
  • دو شاخ بر پشت گوسفند نشانه خدای آذرخش یا اداد
  • دو سکوی مربعی
  • سر بز کوهی بر سکو
  • نیم تنه دو شیر که پشت به هم نشسته اند
  • غزالی که نیم تنه ماهی داردنشانه خدای آبهای زیر زمینی اپ سو
  • حیوان نشسته با دو شاخ بلند نشان خدای دانش یا نبو
  • حیوانی با سر شیر و تن مرغ نشان خدای عالم پایین یا نرگال
  • ماری که سرش را بلند کرده نشانه خدای عالم پایین یا سییرو

ای اثر درسال ۱۳۴۵ خ در شمال سرپل ذهاب یافـت شد.

منشور پتر کبیر(یکی از پادشاهان شوروی سابق)

پتر یکی از پادشاهان شوروی بوده که قبل از این که از دنیا بره این وصیت را به پادشاهان بعد از خود کرده.
پس از ستایش فراوان بر آفریدگار جهان، همة فرزندان وجانشینان خود را از وصیتی که ازین پس خواهد آمد آگاه میکنم، زیرا می بینم در روزگاران خجستة آینده همة فرزندان من رفته رفته، یکی پس از دیگری، برهمة کشورهای اروپا دست خواهند یافت. چه همة فرمانروایان و سلطنت های اروپا فرسوده و پیر شده اند و پادشاهی روسیه که مانند سر در برابر پیکر آنهاست بسوی پیشرفت میرود و تربیت و سامان و سازمان آن بر همة ریاست ها و پادشاهی ها برتری دارد.
من نخست این پادشاهی را چون چشمه ای یافتم ومن با اندیشة خویشتن این کشتی را بساحل رساندم، یعنی این چشمه را بزرگتر کردم و دریایی از آن ساختم و میدانم که جانشینان من با رای بلند خود آن را گشاده تر خواهند کرد و اقیانوسی خواهد شد. بدین سبب این سخنان را برای راهنمایی و سفارش بایشان مینویسم که نصب العین خود قرار دهند.
نخست
آنکه دولت روسیه باید همیشه وسایل جنگ را آماده داشته باشد و این وسیلة پیشرفت کارهای این کشور خواهد بود.

ادامه نوشته

میراث عظیم از اشوربنیپال

در یکی از روزهای گرم سال ۱۸۰۸میلادی کنسول انگلیس در عراق برای شکار به نواحی شهر موصل رفته بود. در یکی از روستاهایی که سر راه اوبود توقف کرد وزنانی را مشاهده کرد که در حال پخت نان محلی بودند . تنوری که انها استفاده میکردند نظر کونسول را جلب کرد. او متوجه شد اجرهایی که از انها تنور درست شده قدیمی است وعلائمی بر کهن بودن اجرها یافت.از زنان خواست محلی که از ان این اجرها را اوردند به او نشان دهند.
هنگامی که به محل مورد نظر رسید توانست تمدن بزرگ اشور که گمان می شد وجود نداشته
باشد وهمانند اتلانتیس به معما تبدیل شده بود را کشف کند.
این کشف عظیم به سرعت میان باستان شناسان وموزه داران پخش شد. بلافاصله موزه بریطانیا باستان شناس معرف (هنری لایارد ) و دستیارش (هرمز رسام) را برای حفاری ومطالعه این تمدن گم شده فرستاد.(۱).

ادامه نوشته

بیستون بزرگترین کتیبه سنگی جهان

بیستون کوهی که همیشه یادآور دلیری‌ها و افسانه‌هاست، در  پذیرای گردشگران بسیاری است که از سراسر جهان به شوق تماشای گره‌ خوردن هنر و شکوه در این اثر جهانی به کرمانشاه آمده‌اند.  نقش برجسته و کتیبه داریوش یکی از مهمترین آثار مجموعه جهانی بیستون است.  این نقش برجسته که یکی از زیباترین یادگارهای ادبی و تاریخی ایران است، در ۳۰ کیلومتری شمال شرقی شهر کرمانشاه بر روی صخره معروف به بیستون حجاری شده است.

به گفته کارشناسان میراث فرهنگی، کتیبه داریوش بزرگترین، پر اهمیت ‌ترین و معتبرترین کتیبه‌ای است که تاکنون در جهان شناسایی شده است.

Daryus The Great Bistun Ancinet.ir 1 بیستون، بزرگترین کتیبه سنگی جهان  | تاریخ باستان تمدن عکسهای تاریخی

ادامه نوشته